سلام و درود بر دوستان ادب دوست
اول این که در پست قبلی خبر تهیه آلبوم عاشورایی ام با عنوان ترکی " حسین کی من تانیرام" را به اطلاع رساندم
این آلبوم در چند روز آینده به بازار خواهد آمد و دارای چند تراک با حال و هوا و ترکیبی متفاوت است که کار آهنگ ساز ی و خوانندگی را خودم انجام داده ام.
موضوع دوم این که مدتی پیش خبر داده بودم قصد دارم نقد بانویی شاعر را انجام و به دید عموم برسانم . این نقد تمام شده و در این پست می توانید آن را مطالعه کنید. در صورت تمایل می توانید نظر هم بگذارید.
سلامی دیگر( توضیح ضروری)
دوست عزیزی با نام آقای هاشمی نسب که از نویسندگان و شاعران خوب امروز هم هستند پیشنهاد داده بودند که چند غزل از مجموعه مورد نقد را در پایان نقد بیاورم تا اکثریت قریب به اتفاق دوستان خواننده که دسترسی به مجموعه مورد نقد ندارند لااقل چند غزلی از این شاعر برای خواندن داشته باشند و دیگر این که در دوقسمت این نقدنوشتار قرار گیرد.
پاسخ ،این که این بانوی شاعر خود صاحب وبلاگ هستند و دوستان می توانند با سرچ نام این عزیز در گوگل از طریق وبلاگش غزل هایش را مطالعه نمایند
اما عزیز دیگری با نام مریم جعفری آذرمانی چند نکته خوب را متذکر شده بودند که کوتاه پاسخ می گویم
1) این که طبیعتا سعی و تلاش همه ما و کل دست اندرکاران و دوستان زحمت کش هنر و ادبیات این سرزمین ، کمک به رشد و ارتقای آن است و جز این نیست و به عقیده من هر کسی با هرچه در چنته دارد در این مسیر با افتخار تمام باید بکوشد.
2) این که جسارتا و از سر ناچاری مجبور به گفتن هستم که تنها کسی که شاعرانگی حسین منزوی بزرگ را در دنیای پارسی به صورت تخصصی و آکادمیک با زیربنای ادبیات 30 ساله اخیر نقد و کنکاش کرده ، بنده حقیر بوده و هستم و حتی در 2 مجلد این اثر تحقیقی - که منبع و مرجع بسیاری از مقالات و پایان نامه های کارشناسی ارشد هم در کل دنیای پارسی قرار گرفته - ، چاپ و در تیراژی وسیع پخش گردیده است و تلاش هایی صورت گرفته است تا مجوزش از وزارت علوم برای تدریس درس 2 واحدی ادبیات معاصر - که جایش واقعا خالی ست - گرفته شده و عملیاتی گردد.
3) من در مورد نقد و نقادی زمینه های فعالیتم یعنی ادبیات و موسیقی ، نظر باز و رهایی دارم و نظریه مرگ مولف رولان بارت را به جان و دل پذیرفته ام و همواره در کلاس های درسم و جلسات سخن رانی تاکید داشته ام که در مقوله مضمون و معناپذیری ، هرکسی می تواند هر آن چه دوست دارد وصلاح می بیند را بپذیرد و دریابد! اما در خصوص نحو و دستورو آن قسمت از هنر و ادبیات که قانون مند است ، پیرو مقررات هم چون عروض و چینش واژگان و ... هستم و معتقد به راستی و صحت تنها یک نظر هستم!
4)همواره تاکید داشته ام یک شاعر چه خواسته و ناخواسته ممکن است به گرته برداری ، استقبال و تبعیت از دیگری اقدام کند. حال در خصوص شاعری هم چون حسین منزوی - که من همه شاعران 35 سال اخیر را مستقیم و غیر مستقیم شاگرد مکتب و پیرو بالفطره ایشان می دانم - ، وضعیت روشن تر و واضح تر است.
5) در مجموعه خانم شاهسواران چندین مورد مشخص از این تاثیرپذیری را مشخص کرده ام که در ذیل می آورم:
- نباف پیله که سوزن به سینه می کوبند
چه تلخ قسمت پروانه جز تنیدن نیست ص10
- شاعرم ، دین من شعور من است آیه های کتاب من شعرند
رد پاهای توست قبله من رد بوسیدن است پشت سرت ص12
- بیشه ها سر به سر پر از آهو چشم تو جز مرا نمی بیند
من پلنگ آفریده ام از تو ماه بانو بیافرین از من ص13
- کرم ابریشمی و جرات پروازت نیست
پیله از ترس اگر هم بتنی حق داری ص21
- ما دو کوهیم که هرگز نرسیدیم به هم
سرد و مغرور تو هم مثل منی حق داری ص22
و ....
و اما ابیات مرجع حسین منزوی:
- چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود
**
- دعوی ام عشق است و معجز شعر و پاسخ طعن و تهمت
راست چون پیغمبری رو در روی ناباورانش
**
-خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را زبلندایش به روی خاک کشیدن بود
**
-من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
و باز تاکید می کنم ممکن است شاعری ناخواسته از آن چه در ذهن از سری مطالعات قبلی خود دارد در اشعارش استفاده کند . مثلا خود من بارها این اتفاق برایم افتاده است مثلا مطلع یک غزل از من این بود:
سلام! ای آسمان در چشم بارانیت زندانی
گل نازم! چرا قدر نگاهت را نمی دانی!؟
که بعدا متوجه شدم مصراع دوم عینا از حسین منزوی ست
برای همه آرزوی سعادت و موفقیت دارم
شاد باشید
سالار عبدی
نقدواره ای بر مجموعه شعر" دختری مینیاتوری بودم " ، سروده شیما شاهسواران احمدی
مدتی پیش به صورت اتفاقی در گشت و گذارم در فضای مجازی میان صفحات
ادبی و موسیقی ، به وبلاگ بانویی شاعر برخوردم که خواندن چند غزل از شاعرانگی
اش مرا به حیرت واداشت.
ادامه مطلب